بی خوابی و درمان ان.خواب الودگی.اختلالات خواب.خمیازه.پرخوابی.کابوس شبانه .مراحل خواب.سحر خیزی.بختک.خرو پف .

 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩
 

آپنه خواب، اختلالی است که مشخصه بارز آن وقفه های تنفسی کوتاه و مکرر درهنگام خواب می باشد و درواقع علت بروزآن کاهش ميزان اکسيژنی است که به مغز می رسد. اين عارضه در 4درصد از عموم مردم دیده مي شود و بيشتر ،بين مردان ميان سال شايع است و يکی از علل مهم خواب آلودگی های روزانه و اختلالات قوای شناخت محسوب می شود و باعث بروزمشکل دردقت ، تمرکز حواس، توانائی حل مشکلات گروهی و حافظه کوتاه مدت می گردد. آپنه خواب ازنظر پزشکی يک عارضه جدی به حساب می آید، زيرا ازعوامل مهم افزايش ميزان تصادفات وسائط نقليه، بالارفتن فشارخون، افسردگی و مرگ و مير می باشد.

آپنه خواب درافراد دارای آسيب نخاعی به خصوص مبتلایان به تتراپلژی (فلج هر دو دست و هر دو پا ) بطور قابل ملاحظه ای شايع تر است و برآورد شده که 25 تا 40 درصد افرادنخاعی دارای این اختلال هستند. عواملی وجود دارند که ممکن است برروی افزايش ميزان شيوع آن تاثيرداشته باشند. چاقی يکی از عواملی است که در ميان افراد مبتلا به اين سندرم نسبتا" شايع است و عمده مبتلايان را نیزمردان تشکيل می دهند. بنابراین در بين عامه مردم ، "چاقی و مرد بودن" دو فاکتور خطربرای آپنه خواب محسوب مي شوند.

ضعف عضلات تنفسی مخصوصا" در افراد تتراپلژی می تواند در بروز اين عارضه نقش داشته باشد، زيرا با وجود ضایعه نخاعی ،عضلات تنفسی نمی توانند براحتی مانع آپنه شوند. "استفاده از داروهای ضد اسپاسم و درد " نظير باکلوفن نيز، بعنوان يک فاکتور خطر مورد توجه قرار گیرند، زيرا اين داروها برای کاهش استفاده از وسايل تنفس شناخته شده اند.

بعلاوه عوامل متعددی وجوددارندکه می توانند زمينه بروز آپنه خواب را در بين افراد نخاعی فراهم آورند. خوابيدن به حالت طاق باز ( خوابيدن به پشت ) بطور قابل توجهی ميزان دفعات وقفه های تنفسی را در بين افراد غير نخاعی افزايش می دهد. اما با توجه به اینکه بسياری از افراد نخاعی قادر نيستند، هنگام خواب وضعيت خود را تغيير دهند، اين مسئله می تواند مدت زمانی را که فرد در حالت طاق باز قرار می گيرد ،افزايش دهد.

بطورکلی افراد تتراپلژی جهت تنفس ،از ماهیچه های گردن و عضلات فوقانی قفسه سينه خود کمک می گیرند، زيرا عضله ديافراگم آنان دارای قدرت طبيعی نمی باشد. اين عضلات در هنگام خواب وموقع حرکت سريع چشمها ، غير فعال مي شوند، درنتیجه ممکن است منجربه افزایش زمان وضعیت طاق بازگردد.احتقان بينی بعلت قطع دستگاه عصبی خودکار نیزدر بين افراد نخاعی خیلی شايع است و اين موضوع هم باعث انسداد راههای هوايی می شود.

معمولا" آپنه خواب در بين افراد سالم با کم کردن وزن بدن ، پرهيز از خوابيدن در وضعيت طاق باز و استفاده از سیستم CPAP ، ]يعنی بکارگیری ازفشار مستمر و مثبت راه هوايی
(continuous positive airway preesure) که طی آن يک ماسک تنفسی روی بينی قرار گرفته و به يک پمپ هوا وصل می شود[، بطور موفقيت آميزی در مان می گردد.

متاسفانه ،درمان آپنه خواب در بين افراد نخاعی مشکل تر است . خيلی از افراد نخاعی نمی توانندازروش CPAP به خوبی استفاده کنند، زيرا این روش باعث محدود شدن فعاليت عضلات بالا تنه آنان شده و به دنبال آن تغيير وضعيت بدن یا تنظيم ماسک را با مشکل مواجه می کند.طی مطالعات بعمل آمده،
آندسته از افراد نخاعی که قادرند CPAP را تحمل کنند، تکرار موارد آپنه خواب درآنها کاهش می يابد و گزارش شده که هوشياری آنان نیز در طول روز افزايش پيدا می کند.

هم اکنون پژوهشگران دانشگاه واشنگتن، در حال تکميل مطالعات خود بر روی بيماران نخاعی هستند که آپنه خواب دارند،. در اين مطالعه ميزان خواب آلودگی و ساير علائم آپنه خواب مورد بررسی قرار گرفته و انواع روشهای درمانی رايج برروی بيماران تحت ارزيابی می گیرد. انتظار می رود که اين بررسی ها منجر به مطالعات تحقيقاتی ديگری بر روی درمانهای جديد و مقايسه آن با روشهای درمانی متداول بين عامه مردم گردد.

آپنه خواب ممکن است حتی در بين افرادی که جديدا" دچار آسيب نخاعی شده اند، شايعتر باشد. زيرا در هفته های اوليه بعد از ضايعه نخاعی،ضعف عضلات تنفسی شديدتر است. هم اکنون ميزان شيوع آپنه خواب و تاثير آن بر روی میزان هوشياری و توانبخشی را نزد افرادی که به تازگی مبتلا به آسيب نخاعی شده اند ( طی 3 تا 5 هفته بعد از ضايعه ) در دانشگاه واشنگتن تحت بررسی و تحقيق قرار دارد.

اين امکان وجود دارد که بااستفاده ازسیستم CPAP، در مراحل اوليه توانبخشی، می توان تحمل وسيله را در طولانی مدت ارتقاء داد ه ودرنتیجه به جلوگيری از آپنه خواب و عوارض حاصل از آن کمک نمود. همچنين به بيمار کمک می کند که بطور کامل در برنامه درمانی شرکت کرده و اطلاعات و مهارتهای مورد نياز جهت مراقبت از خود را بعد از ترک بيمارستان ياد بگيرد.

 ضایعات نخاعی،به مسير اصلی اعصابی كه از درون نخاع عبور می کنند، آسيب می رساند . اين مسئله باعث می شود که پيام هاي ارسال شده از مغز به اندامهايی مانند پاها، دستها و گاهی اوقات عضلات تنفسی دچار اختلال شود. شايعترين علت آسيب های نخاعی، ضربات حاصل از تصادفات وسائط نقليه هستند. بعد از آن سقوط از علل رايج آن است. بسياری از بيماران مسن تر نيز در اثر ورم مفاصل و تنگ شدن تدريجی کانال نخاع، دچار ضايعه نخاعی شده اند.

پاراپلژی به معنی "فلج دو پا" و کوآدری پلژی به مفهوم "فلج دو دست و دو پا" می باشد. اين دو واژه ريشه يونانی و لاتين دارند و کاربرد آنها به مدت زيادی مورد پذیرش برخی از زبان شناسان واقع نگردید، در نتيجه اصطلاح تتراپلژی جهت جايگزين کردن با " کوآدری " پلژی ساخته شد. البته هر دو دقيقا" معنی يکسانی دارند.
برخی از بيماران نخاعی قبل از ضايعه خود، آپنه داشته اند. احتمالا" افرادی که آپنه خواب در آنان درمان نشده، بيشتر در معرض آسيب نخاعی قرار دارند، زيرا اين افراد بيشتر از معمول در معرض تصادفات رانندگی قرار دارند. بنابراین من فکر می کنم که آپنه دراکثر بيماران نخاعی ،بعداز آسیب آنها شدت پیدامی کند. من حدس می زنم که بسياری از آنها قبل از ضايعه نخاعی، خروپف می کرده اند ولی خرخر آنها شديد نبوده و تاثير خيلی زيادی بر روی خواب آنها نداشته است. اما حالا که فلج شده اند، برخی از عضلات تنفسی آنها درگير شده و در نتيجه نمی توانند با قدرت کافی تنفس کرده و هوا را به اندازه گذشته از راههای هوايی تنگ شده خود عبور دهند. احتمالا" عوامل موثر ديگری مانند داروهاي مسکن و يا ضرورت خوابيدن روی پشت نیز برروی آپنه بیماران نخاعی تاثیرگذاراست. ولی من فکر می کنم که ضعف عضلات تنفسی رابايستی يک عامل اصلی دانست.

 چه دلايل درستی وجود دارند که نشان دهد آپنه در اين بيماران خيلی شايع است؟و موثرترين روش برای درمان آپنه در يک فرد نخاعی چيست؟ وبطورکلی چه اقداماتی برای درمان اين بيماران مفيد است؟.