بی خوابی و درمان ان.خواب الودگی.اختلالات خواب.خمیازه.پرخوابی.کابوس شبانه .مراحل خواب.سحر خیزی.بختک.خرو پف .

 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥
 
همه ما از حالات متعدد فعالیت مغز شامل خواب و بیداری، تهییج و حتی درجات مختلف روحیه از قبیل نشاط، افسردگی و ترس آگاه هستیم. تمام این حالات از نیروهای فعال کننده یا مهارکننده مختلف ناشی می شوند که معمولاً در داخل خود مغز تولید می شوند.
خواب به عنوان یک حالت ناخودآگاهی تعریف می شود که با تحریکات حسی مناسب بتوان آن را به بیداری تبدیل کرد. خواب را باید از اغما تمییز داد که یک حالت نا خودآگاهی است که شخص را نمی توان از آن بیدار کرد. باید دانست که خواب از دو مرحله خواب عمیق و خواب REM تشکیل شده است که به طور یک خواب عمیق:
این خواب بسیار استراحت بخش بوده و با کاهش تنوس رگهای خونی محیطی و کاهش بسیاری از اعمال نباتی دیگر بدن همراه است. به طوری که فشار خون، تعداد ضربان قلب و متابولیسم پایه به میزان ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش پیدا می کند. به این نوع خواب، خواب با امواج آهسته نیز می گویند چون منحنی امواج مغزی در این حالت بسیار آهسته می باشد.

● خواب REM :
در یک خواب شبانه طبیعی دوره های خواب REM به مدت ۵ تا ۳۰ دقیقه به طور متوسط هر ۹۰ دقیقه یک بار ظاهر می شود و اولین دوره آن ۸۰ تا ۱۰۰ دقیقه بعد از به خواب رفتن شخص به وجود می آید. هنگامی که شخص بسیار خسته است مدت هر دوره خواب REM بسیار کوتاه بوده و حتی ممکن است وجود نداشته باشد. از طرف دیگر به تدریج که شخص استراحت می کند مدت دوره های خواب REM به مقدار زیاد افزایش می یابد. خواب REM دارای چند ویژگی است:
۱) معمولاً با رویا همراه است.
۲) ضربان قلب و تنفس نامنظم می شود.
۳) بیدار کردن شخص نسبت به خواب آهسته مشکلتر است. با این وجود انسان معمولاً در هنگام صبح در جریان خواب REM از خواب بیدار می شود.
۴) با وجود تنوس عضلانی در سراسر بدن، معدودی حرکات عضلانی نامنظم به ویژه حرکات سریع چشم Rapid eye movement ایجاد می شود. به همین دلیل به آن خواب REM گویند.
۵) مغز در جریان این نوع خواب بسیار فعال است و متابولیسم مغز ممکن است تا ۲۰ درصد افزایش یابد. به طوری که امواج مغزی شبیه حالت بیداری است و این یک مسأله متناقض است که با وجود فعالیت بارز مغز، فرد کماکان در خواب به سر می برد.

● تئوری خواب:
قطع عرضی تنه مغز در ناحیه وسط پل مغزی سبب می شود که فرد هیچگاه به خواب نرود. به عبارت دیگر به نظر می رسد که مرکز یا مراکزی در زیر ناحیه پل مغزی وجود دارند که با مهار کردن سایر قسمتهای مغز به طور فعال موجب خواب می شوند. این تئوری موسوم به تئوری فعال برای خواب است. تحریک برخی نواحی از تنه مغز مانند هسته های سجافی Raphe))، بخش Rostra هیپوتالاموس در ناحیه فوق کیاسمایی می تواند خوابی شبیه خواب طبیعی ایجاد نماید. مشاهدات نشان می دهد که نورون های موجود در هسته Raphe سروتونرژیک هستند به عبارت دیگر در پایانه عصبی این نورونها میانجی عصبی سروتونین ترشح می شود که با تولید خواب ارتباط دارد. به طوری که اگر دارو های بلوکه کننده سروتونین (مثل رزرپین) را به یک حیوان آزمایشگاهی بدهیم مشاهده خواهیم کرد که حیوان برای چند روزی نمی تواند بخوابد.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که هنگامی که مراکز خواب فعال نیستند هسته های مشبکی مزانسفالی و پل مغزی در اثر فعالیت تحریکی و خودبه خودی، قشر مغز و سیستم عصبی محیطی را فعال نگه می دارند. و هر دوی اینها سیگنالهای فیدبکی مثبت را مجدداً به همان هسته های مشبکی فرستاده و آنها را باز هم بیشتر فعال می کنند. بدین ترتیب همین که حالت بیداری شروع شد به علت وجود فیدبکهای مثبت سیستم عصبی تمایل به ادمه هشیاری دارد.
اما پس از آنکه مغز برای چندین ساعت به حالت فعال باقی ماند حتی نورونهای موجود در داخل سیستم فعال کننده هسته های مشبک ظاهراً خسته خواهند شد و از طرفی عوامل دیگری مراکز خواب را فعال می کنند. در نتیجه دوره فیدبکی مثبت بین هسته های مشبکی مزانسفالی و قشر مغز و همچنین دوره فیدبکی مثبت بین این هسته ها و سیستم عصبی محیطی مسدود می شوند و اثرات مهاری مراکز خواب رشته کار را به دست می گیرند و منجر به عبور سریع از حالت بیداری به حالت خواب می گردند.

● اثرات فیزیولوژیک خواب:
خواب دارای دو نوع اثر مهم فیزیولوژیک بر روی سیستم عصبی و سایر بخش های بدن می باشد. به نظر می رسد اثر اول مهمتر باشد زیرا شخصی که نخاعش در گردن قطع شده هیچگونه اثرات فیزیولوژیکی که قابل انتساب به دوره بیداری و خواب باشد در قسمتی از بدن که در زیر محل قطع قرار گرفته نشان نمی دهد. این فقدان خواب و بیداری موجب بروز هیچگونه آسیب قابل توجه ای در اندام های بدن نمی گردد.
بیداری طولانی، اغلب همراه با اختلال پیشرونده اعمال روانی بوده و گاهی حتی موجب فعالیت های رفتاری غیر طبیعی سیستم عصبی می شود. همه ما با کندی جریان فکر پس از یک بیداری طولانی آشنا هستیم. علاوه بر آن شخص می تواند پس از بیداری اجباری به مدت طولانی، به شدت تحریک پذیر شده و یا حتی دچار اختلالات روانی یا پسیکوز( Psychosis) شود.