بی خوابی و درمان ان.خواب الودگی.اختلالات خواب.خمیازه.پرخوابی.کابوس شبانه .مراحل خواب.سحر خیزی.بختک.خرو پف .

 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩
 

خیلی‌ها در فصل بهار از خواب‌آلودگی گله می‌کنند اما جالب است بدانید که در رابطه با این خواب‌آلودگی بهاره ادله علمی محکمی نداریم. با این حال، تئوری‌هایی وجود دارند که به بررسی علل بروز این حالت در عده زیادی از مردم پرداخته‌اند. از جمله این تئوری‌ها که سعی در علت‌یابی این حالت دارد، تغییر دماست. معمولا در فصول سرد سال عروق محیطی ما و از جمله عروق پوست ما منقبض می‌شوند و خون بیشتری در اندام‌های داخلی و خصوصا مغزمان جریان پیدا می‌کند...


با آمدن بهار و بالا رفتن دما این موضوع برعکس می‌شود و بدن ما، یا بهتر بگوییم مغز ما، به مدت زمانی نیاز دارد که خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و تا این هماهنگی صورت بگیرد حالت خواب‌آلودگی در فصل بهار بروز می‌کند. بدن بعضی از افراد خیلی سریع با این شرایط جدید هماهنگ می‌شود ولی گروه دیگری هستند که برای هماهنگ شدن با تغییر دما زمان می‌خو‌اهند. مثال خوب این مورد، افراد مسن هستند که مدتی طول می‌کشد تا از خواب‌آلودگی بهار و کسلی آن رها شوند. علت دیگر خواب‌آلودگی بهاره، تغییر ساعات خواب و بیداری است. عملا با توجه به کاهش طول شب و هم‌زمانی آن با جابه‌جایی ساعت‌ها، برنامه خواب افراد به هم می‌ریزد. برای ما سخت است که همیشه زودتر از موعد بخوابیم و تا به این روند عادت کنیم زمان نیاز داریم. اما من توصیه‌هایی دارم که می‌تواند کمک‌تان کند تا این خواب‌آلودگی را از بین ببرید:


1) صبح‌‌ها یک برنامه ورزشی مختصر برای خودتان در نظر بگیرید و سعی کنید خودتان را در معرض نور آفتاب قرار دهید تا فعالیت شما باعث شود گردش خونتان منظم‌تر شود و هوشیارتر شوید.


2) نوشیدن قهوه در اوایل صبح هم می‌تواند کمک‌تان کند.


3) به تدریج، زودتر خوابیدن را جزو برنامه‌هایتان قرار دهید. این کار به راحتی میسر نیست و جبران یک تا یک و نیم ساعت تفاوت زمان خواب نیازمند زمان است. اگر تا شنبه حوالی ساعت 23 می‌‌خوابیدید، از یکشنبه 22:45 به رختخواب بروید و تا چهارشنبه آن را تمرین کنید، سپس 22:30 بخوابید و تا چهار روز بعد همچنان این روند را ادامه دهید. به مرور عادت می‌کنید که رأس ساعت 22 یا زودتر بخوابید و این کمبود خواب جبران می‌شود.


4) راه‌حل بعدی، چرت‌های 10 تا 15 دقیقه‌ای در میان روز است. به شرط آنکه بیشتر از 15 دقیقه نخوابید وگرنه خواب‌آلودگی شما بیشتر می‌شود.


5) یکی از عللی که می‌تواند دلیل خواب‌آلودگی بهاره شما باشد در کسانی دیده می‌شود که دچار حساسیت فصلی هستند. این حالت کسلی در این گروه شدیدتر است و افرادی که به دلیل آلرژی بهاره و یا خرخر شبانه خواب مناسبی ندارند دچار این مشکل می‌شوند. اگر شما همسر چنین شخصی یا هم اتاقی دوست دانشجوی خود هستید و متوجه خر‌خر شبانه او می‌شوید و گاهی علت وقفه تنفسی چند ثانیه‌ای هم اتفاق می‌افتد حتما برای درمان جدی آن شخص اقدام کنید. این مشکل عوارض زیادی دارد و حتما نیازمند درمان است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩
 

به رغم بیداری طبیعت در فصل بهار، انسانها بیشتر ترجیح می دهند در این فصل بخوابند، چرا که اغلب آنها بدون آنکه بدانند دچار کسالت بهاری می شوند.
کسالت بهاری از دیدگاه پزشکی بیماری محسوب نمی شود، بلکه این حالت ناشی از تغییرات بدن به واسطه گذر از فصل زمستان به فصل بهار است. این تغییرات تنها مختص انسان نیست، به طوری که در میان جانوران تغییرات چشمگیری در این زمینه مشاهده می شود. کافی است نگاهی به پرندگان بیندازیم؛ اغلب پرندگان بر خلاف دیگر ماههای سال به ناگاه در اوایل اسفند یا ساکت می شوند و یا به ندرت آواز می خوانند.
طبق آمار ارائه شده در سالهای اخیر ۶۰ تا ۷۰ درصد آلمانی ها نیز از کسالت بهاری رنج می برند. بر این اساس، دانشمندان تحقیقات بسیاری را به منظور کشف علل تغییر وضعیت و دگرگونی احساسات در انسانها و جانوران انجام داده اند.
آنها با مطرح کردن این پرسش که آیا دلیل این تغییر وضعیت بلند بودن روزهاست یا خیر، دست به آزمایشهای متعددی زدند از جمله آنکه آنها گروهی از پرندگان را در حاشیه پنجره ها و نزدیکی نور نگه داشته و برخی دیگر را در تاریکی مطلق اسکان دادند.
نتیجه این شد که پرندگان لب پنجره بسیار زیباتر و با نشاط تر از آنهایی آواز می خواندند که در فضای تاریک زندگی می کردند.
همچنین با کالبد شکافی برخی از پرندگان کشف شد که مغز پرندگان در فصل بهار کمی بزرگتر از اندازه معمول می شود. دانشمندان دریافتند که دو نوع هورمون در این رابطه نقش بسیار مهمی دارند: هورمون «ملاتونین» که هورمون خواب نیز نامیده می شود و هورمون «سروتونین» یا هورمون نشاط که شادی آور بوده و ترشح آن موجب ایجاد تحرک و انرژی در بدن می گردد.
هورمون ملاتونین توسط هیپوفیر در مغز تولید می شود و همان گونه که اشاره شد، هدایت ریتم خواب و بیداری انسان برعهده این هورمون است.
علاوه بر آن دانشمندان دریافتند که نور نقش مهم و تعیین کننده ای در روند ترشح هر دو هورمون ایفا می کند، به عبارت دیگر نور مهمترین عامل هماهنگ کننده در بدن انسان است.به گفته پزشکان، شبکیه چشم در انسان تنها عهده دار عمل دیدن نیست، بلکه وظیفه دریافت سیگنالهای نوری که هدایت گر جریان بیوشیمی در مغز است نیز برعهده شبکیه چشم است.
براین اساس، شبکیه به مغز اطلاع می دهد که روز است یا شب؛ اگر شب بود یا در فضای تاریکی بودیم مغز بلافاصله فرمان ترشح ملاتونین یا هورمون خواب را که خستگی زا و کسالت آور است، می دهد و به عبارت دیگر تاریکی به ترشح ملاتونین در بدن کمک می کند، به طوری که میزان ترشح ملاتونین در شب در حدود ۱۰ برابر روز است.
میزان بالای ملاتونین در بدن فعالیت جسم را کاهش داده و میزان نشاط و سرحالی را پایین می آورد، اما در طول روز و ساعات روشن سروتورین (هورمون شادی) بیشتری تولید می شود و این هورمون میزان فعالیت جسم را بالا برده و نشاط و احساس شادی را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.
به گفته پزشکان، سپری کردن ۱ تا ۲ ساعت در هوای آزاد بعد از طلوع خورشید می تواند به ترشح سروتورین بیشتر در فاصله زمانی کوتاهتر کمک کند که نتیجه آن افزایش نشاط در بدن و رفع خستگی و کسالت است. دانشمندان همچنین معتقدند، تغییرات شدید آب و هوایی باعث نیاز بیش از حد معمول انسان به خواب در فصل بهار می شود.
رگهای خونی بدن انسان به خوبی قادرند با هرگونه دمایی خود را وفق دهند. براین اساس رگهای بدن در فصل گرما گشاد و در سرما دوباره تنگ می شوند. با این وجود رگها نمی توانند در بهار به حد کافی و با سرعت مورد نیاز خود را با تغییرات سریع و نسبتاً شدید آب و هوایی تطابق دهند که نتیجه این حالت ایجاد سرگیجه و سردرد در انسان است.
به طور کلی در زمستان انسان بیشتر ترجیح می دهد که کمتر در مجاورت هوای تازه بوده و بیشتر در محیط های بسته و گرم بماند. در حالی که کمبود هوای تازه و همچنین کمی تحرک به معنای کاهش تأمین اکسیژن مورد نیاز بدن و کندتر شدن جریان سوخت و ساز است که خود این امر در ایجاد خستگی و کسالت نقش مهمی دارد.
به همین دلیل به عقیده پزشکان، تحرک و ورزش در هوای آزاد در فصل بهار بسیار سودمند است، چرا که این عمل، گردش خون را دوباره به کار انداخته و اکسیژن را در سلولهای خسته مغز پمپاژ می کند ضمن آنکه تقویت کننده جریان سوخت و ساز بدن نیز خواهد بود. با تحرک دوباره استخوانهای خسته بدن، نشاط و شادی در بدن به طرز چشمگیری افزایش می یابد.
بر این اساس انجام تمرینات ورزشی در صبحگاه و همچنین انواع ورزشهای استقامت همانند قدم دو (آهسته دویدن) پیاده روی و دوچرخه سواری در فصل بهار با رعایت تعادل در میزان انجام این حرکتها حائز اهمیت است.
علاوه بر آن به گفته محققان، دوش گرفتنهای متوالی رفتن به سونا و مصرف حجم کافی از مایعات (حداقل ۲ لیتر در روز) علاوه بر رفع کسالت بهاری در بهبود گردش خون نقش مهمی ایفا می کند.
از سوی دیگر، بدن انسان در فصل بهار به شدت نیازمند تأمین انواع ویتامینها، مواد معدنی و مؤلفه های دیگر همچون آهن است.
چرا که کمبود این مواد مهم حیاتی، خون سازی را دچار اختلال کرده و به دنبال آن روند تأمین اکسیژن مورد نیاز بدن نیز مختل می شود که نتیجه آن خستگی، ضعف و افت کارایی بدن است. این علایم که اغلب از کمبود ویتامینهای مورد نیاز بدن و به ویژه کمبود آهن ناشی می شود و با رنگ پریدگی، سرگیجه گاه و بیگاه، سردرد و خشکی پوست نیز همراه است تنها مختص فصل بهار نیست، بلکه در فصول دیگر و اغلب در کودکان در سن رشد، زنان باردار و ورزشکاران و سالخوردگان نیز بروز می کند که با شیوه های صحیح تغذیه قابل درمان است.
از آن جایی که پس از فصل زمستان مخازن ویتامین و مواد معدنی در بدن خالی می شوند، بنابراین استفاده از سبزیجات تازه و خام، میوه جات و بویژه مرکبات دارای ویتامین c نه تنها تأمین کننده ویتامین مورد نیاز بدن است، بلکه انرژی زا و شادی بخش روح بوده و سیستم ایمنی بدن را نیز در مقابل ویروسها و باکتری ها تقویت می کند. ویتامینها بویژه c و o نه تنها به بازسازی سلولها و ایجاد نشاط روحی که به پاکسازی بهارانه جسم از درون نیز کمک می کند. به طوری که پس از چند هفته میزان ترشح سروتورین افزایش یافته و بدن خود را با فصل بهار تطبیق می دهد.
دانشمندان به منظور یافتن دلایلی برای دیگر احساسات بهاری اقدام به انجام برخی آزمایشهای دیگر کردند. انسانها در فصل بهار بیشتر می خندند، یکدیگر را بیشتر دوست دارند و بیش از فصول دیگر مستعد عشق ورزیدن به یکدیگرند. محققان برای یافتن دلایل شیمیایی این گونه احساسات، در پوست برخی از داوطلبان سوراخ کوچکی ایجاد کردند آنها با بیرون جهیدن قطرات خون دریافتند که در فصل بهار چه نوع هورمونها و در چه حجمی در جسم انسان ترشح می شود.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩
 

آپنه خواب، اختلالی است که مشخصه بارز آن وقفه های تنفسی کوتاه و مکرر درهنگام خواب می باشد و درواقع علت بروزآن کاهش ميزان اکسيژنی است که به مغز می رسد. اين عارضه در 4درصد از عموم مردم دیده مي شود و بيشتر ،بين مردان ميان سال شايع است و يکی از علل مهم خواب آلودگی های روزانه و اختلالات قوای شناخت محسوب می شود و باعث بروزمشکل دردقت ، تمرکز حواس، توانائی حل مشکلات گروهی و حافظه کوتاه مدت می گردد. آپنه خواب ازنظر پزشکی يک عارضه جدی به حساب می آید، زيرا ازعوامل مهم افزايش ميزان تصادفات وسائط نقليه، بالارفتن فشارخون، افسردگی و مرگ و مير می باشد.

آپنه خواب درافراد دارای آسيب نخاعی به خصوص مبتلایان به تتراپلژی (فلج هر دو دست و هر دو پا ) بطور قابل ملاحظه ای شايع تر است و برآورد شده که 25 تا 40 درصد افرادنخاعی دارای این اختلال هستند. عواملی وجود دارند که ممکن است برروی افزايش ميزان شيوع آن تاثيرداشته باشند. چاقی يکی از عواملی است که در ميان افراد مبتلا به اين سندرم نسبتا" شايع است و عمده مبتلايان را نیزمردان تشکيل می دهند. بنابراین در بين عامه مردم ، "چاقی و مرد بودن" دو فاکتور خطربرای آپنه خواب محسوب مي شوند.

ضعف عضلات تنفسی مخصوصا" در افراد تتراپلژی می تواند در بروز اين عارضه نقش داشته باشد، زيرا با وجود ضایعه نخاعی ،عضلات تنفسی نمی توانند براحتی مانع آپنه شوند. "استفاده از داروهای ضد اسپاسم و درد " نظير باکلوفن نيز، بعنوان يک فاکتور خطر مورد توجه قرار گیرند، زيرا اين داروها برای کاهش استفاده از وسايل تنفس شناخته شده اند.

بعلاوه عوامل متعددی وجوددارندکه می توانند زمينه بروز آپنه خواب را در بين افراد نخاعی فراهم آورند. خوابيدن به حالت طاق باز ( خوابيدن به پشت ) بطور قابل توجهی ميزان دفعات وقفه های تنفسی را در بين افراد غير نخاعی افزايش می دهد. اما با توجه به اینکه بسياری از افراد نخاعی قادر نيستند، هنگام خواب وضعيت خود را تغيير دهند، اين مسئله می تواند مدت زمانی را که فرد در حالت طاق باز قرار می گيرد ،افزايش دهد.

بطورکلی افراد تتراپلژی جهت تنفس ،از ماهیچه های گردن و عضلات فوقانی قفسه سينه خود کمک می گیرند، زيرا عضله ديافراگم آنان دارای قدرت طبيعی نمی باشد. اين عضلات در هنگام خواب وموقع حرکت سريع چشمها ، غير فعال مي شوند، درنتیجه ممکن است منجربه افزایش زمان وضعیت طاق بازگردد.احتقان بينی بعلت قطع دستگاه عصبی خودکار نیزدر بين افراد نخاعی خیلی شايع است و اين موضوع هم باعث انسداد راههای هوايی می شود.

معمولا" آپنه خواب در بين افراد سالم با کم کردن وزن بدن ، پرهيز از خوابيدن در وضعيت طاق باز و استفاده از سیستم CPAP ، ]يعنی بکارگیری ازفشار مستمر و مثبت راه هوايی
(continuous positive airway preesure) که طی آن يک ماسک تنفسی روی بينی قرار گرفته و به يک پمپ هوا وصل می شود[، بطور موفقيت آميزی در مان می گردد.

متاسفانه ،درمان آپنه خواب در بين افراد نخاعی مشکل تر است . خيلی از افراد نخاعی نمی توانندازروش CPAP به خوبی استفاده کنند، زيرا این روش باعث محدود شدن فعاليت عضلات بالا تنه آنان شده و به دنبال آن تغيير وضعيت بدن یا تنظيم ماسک را با مشکل مواجه می کند.طی مطالعات بعمل آمده،
آندسته از افراد نخاعی که قادرند CPAP را تحمل کنند، تکرار موارد آپنه خواب درآنها کاهش می يابد و گزارش شده که هوشياری آنان نیز در طول روز افزايش پيدا می کند.

هم اکنون پژوهشگران دانشگاه واشنگتن، در حال تکميل مطالعات خود بر روی بيماران نخاعی هستند که آپنه خواب دارند،. در اين مطالعه ميزان خواب آلودگی و ساير علائم آپنه خواب مورد بررسی قرار گرفته و انواع روشهای درمانی رايج برروی بيماران تحت ارزيابی می گیرد. انتظار می رود که اين بررسی ها منجر به مطالعات تحقيقاتی ديگری بر روی درمانهای جديد و مقايسه آن با روشهای درمانی متداول بين عامه مردم گردد.

آپنه خواب ممکن است حتی در بين افرادی که جديدا" دچار آسيب نخاعی شده اند، شايعتر باشد. زيرا در هفته های اوليه بعد از ضايعه نخاعی،ضعف عضلات تنفسی شديدتر است. هم اکنون ميزان شيوع آپنه خواب و تاثير آن بر روی میزان هوشياری و توانبخشی را نزد افرادی که به تازگی مبتلا به آسيب نخاعی شده اند ( طی 3 تا 5 هفته بعد از ضايعه ) در دانشگاه واشنگتن تحت بررسی و تحقيق قرار دارد.

اين امکان وجود دارد که بااستفاده ازسیستم CPAP، در مراحل اوليه توانبخشی، می توان تحمل وسيله را در طولانی مدت ارتقاء داد ه ودرنتیجه به جلوگيری از آپنه خواب و عوارض حاصل از آن کمک نمود. همچنين به بيمار کمک می کند که بطور کامل در برنامه درمانی شرکت کرده و اطلاعات و مهارتهای مورد نياز جهت مراقبت از خود را بعد از ترک بيمارستان ياد بگيرد.

 ضایعات نخاعی،به مسير اصلی اعصابی كه از درون نخاع عبور می کنند، آسيب می رساند . اين مسئله باعث می شود که پيام هاي ارسال شده از مغز به اندامهايی مانند پاها، دستها و گاهی اوقات عضلات تنفسی دچار اختلال شود. شايعترين علت آسيب های نخاعی، ضربات حاصل از تصادفات وسائط نقليه هستند. بعد از آن سقوط از علل رايج آن است. بسياری از بيماران مسن تر نيز در اثر ورم مفاصل و تنگ شدن تدريجی کانال نخاع، دچار ضايعه نخاعی شده اند.

پاراپلژی به معنی "فلج دو پا" و کوآدری پلژی به مفهوم "فلج دو دست و دو پا" می باشد. اين دو واژه ريشه يونانی و لاتين دارند و کاربرد آنها به مدت زيادی مورد پذیرش برخی از زبان شناسان واقع نگردید، در نتيجه اصطلاح تتراپلژی جهت جايگزين کردن با " کوآدری " پلژی ساخته شد. البته هر دو دقيقا" معنی يکسانی دارند.
برخی از بيماران نخاعی قبل از ضايعه خود، آپنه داشته اند. احتمالا" افرادی که آپنه خواب در آنان درمان نشده، بيشتر در معرض آسيب نخاعی قرار دارند، زيرا اين افراد بيشتر از معمول در معرض تصادفات رانندگی قرار دارند. بنابراین من فکر می کنم که آپنه دراکثر بيماران نخاعی ،بعداز آسیب آنها شدت پیدامی کند. من حدس می زنم که بسياری از آنها قبل از ضايعه نخاعی، خروپف می کرده اند ولی خرخر آنها شديد نبوده و تاثير خيلی زيادی بر روی خواب آنها نداشته است. اما حالا که فلج شده اند، برخی از عضلات تنفسی آنها درگير شده و در نتيجه نمی توانند با قدرت کافی تنفس کرده و هوا را به اندازه گذشته از راههای هوايی تنگ شده خود عبور دهند. احتمالا" عوامل موثر ديگری مانند داروهاي مسکن و يا ضرورت خوابيدن روی پشت نیز برروی آپنه بیماران نخاعی تاثیرگذاراست. ولی من فکر می کنم که ضعف عضلات تنفسی رابايستی يک عامل اصلی دانست.

 چه دلايل درستی وجود دارند که نشان دهد آپنه در اين بيماران خيلی شايع است؟و موثرترين روش برای درمان آپنه در يک فرد نخاعی چيست؟ وبطورکلی چه اقداماتی برای درمان اين بيماران مفيد است؟.